حرف پیام نور

در این وبلاگ فقط قصد بازگویی مشکلات دانشگاه رو داریم

منظور ما توهین به اشخاص و اقشار نیست.

با تشکر

حرف پیام نور

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم بهمن 1389ساعت 16:45  توسط منتقد  | 

"سامانه دانشجویان دانشگاه پیام نور مرکز اردکان

* چرا پیام نور اردکان را برای دانشجو شدن انتخاب کردید؟

- چون اینجا رو از بچگی دوست داشتیم و آرزو می کردیم یه روز دانشجوی پیام نور اردکان بشیم.
- چون جای دیگه راهمون ندادن ...
- چون فقط رتبه های زیر 100 توی این دانشگاه قبول می شَن !!
- به خاطر سیستم دانشگاهیِ گلستان که یکی از بهترین سیستم هاست.
- به این دلیل که استاد همیشه به موقع سر کلاس میاد.

* آیا از نحوه‌ی برگزاری کلاسهای دانشگاه راضی هستید؟ چرا ؟ ( دلایل ذکر شود )
- بله 100 درصد ، هیچ وقت این قدر راضی نبودم!

* آیا از نحوه‌ی برگزاری امتحانات راضی هستید ؟ چرا ؟
- بله ، به شما چه ؟
- مهم ماییم که راضی هستیم ، دنبال چی می گردی ؟ می خوای حاشیه سازی کنی؟!

* برای ورود به سیستم گلستان چطور عمل می کنید ؟
- من به شخصه از روز قبل اقدام به عمل می کنم ، از آنجایی که آدمی نیستم که کار امروز رو به فردا بیندازم تو گوگول سِرچ می کنم ، ...
و روز بعد می آیم و رمز عبور و کلمه‌ی عبور رو وارد و سپس بقیه‌ی مراحل الی تا بی نهایت.

* حرف آخر؟
- والا ما حرف اول و آخرمون یکیه ! دانشگاه پیام نور اردکان آرزوی هر جوون ایرونیه. اگه میخواید به یه جایی تو تحصیل برسی بیا دانشگاه پیام نوراردکان. همین!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1390ساعت 10:54  توسط منتقد  | 

در ایام امتحانات هم دانشگاه ما یکی از دانشگاه های عجیب است.

من نمی دان آخر مسئول آموزش و دبیرخانه باید بشوند مراقب امتحان؟

در ایام امتحانات اگه یه نفر کاری تو دانشگاه داشته باشه فقط یک کار می تونه انجام بده اونم اینه یک جای خلوت پیدا کنه و به حال خودش اشک بریزه که تو همچین دانشگاهی درس می خونه . اگه فقط آقای رییس دانشگاه مراقب بود راحت می شد در ساختمون آموزشی رو بست و برقاشو خاموش کرد و اینقدر پول برق ندیم .....پول برق....راستی دلیل اینکه مسئول آموزش و دبیر خانه و کتابخانه و آبدارخانه مراقب هستند شاید کاهش مصرف برق باشه ... می دونید وقتب=ی اینا نباشند کامپیوتر ها به جز همه کامپیوتر ها خاموشه چراغ اتاق ها خاموشه به جز اتاق هایی که یه نفر توش نشسته و غیره و کولر ها هم خاموش هستند مثل .....بی خیال بیشتر بگم همینجا گریم می گیره از وضع این دانشگاه.........

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم تیر 1390ساعت 23:31  توسط منتقد  | 

دانشگاه ما جهانی شد
اخیرا منبع خیلی خیلی نا موثقی اعلام کرد که دانشگاه ما شهرت جهانی پیدا می کند. چرا که زندان گوانتانامو قصد دارد از کتابخانه دانشگاه ما الگو برداری کند برای سالن مطالعه این زندان بزرگ. مدیر این زندان می گوید ما برای مجازات زندانی های خلافکار، آنها را با بدترین وسایل شکنجه میدهیم حتی شکنجه روحی. راه های مختلفی را برای شکنجه روحی  امتحان کردیم ولی هیچگاه این چنین طرحی به ذهنمان نرسیده بود.ما می توانیم سالن مطالعه این زندان را مانند کتابخانه دانشگاه پیام نور اردکان طراحی کنیم.
در این کتابخانه نور کم است که با عث ناراحتی همگان می شود و در ضمن اعتراضی هم نمی کنند.
 فضای کتابخانه هم خیلی کم است که انسان با قرار گرفتن در آن احساس خفگی می کند که می تواند باعث مرگ طبیعی زندانیها شود و هیچ مسئولیت را در پی نداشته باشد
نظافت هم که جایگاهی ندارد و افرادی که از این مکان استفاده می کنند به راحتی می توانند بعد از مطالعه یک دوش بگیرند تا گردو خاک هایی که روی بدن و لباسشان نشسته را برطرف کنند.
قسمتی هم برای خانم ها در نظر گرفته می شود که با چند تکه چوب از قسمت آقایان جدا می شود تا خانم ها در این مکان هر کاری که دوست دارند به جز مطالعه انجام دهند ،تمام احوالپرسی ها، کلاس گذاشتن های ببیخود ،با موبایل حرف زدن ها و... .
از آنجایی که وقت هم برای زندانیها مانند دانشجویان پیام نور اهمیت ندارد می توانیم از سیستم دستی برای انتخاب کتاب استفاده کنیم تا با انتخاب دو جلد کتاب هم وقتشان را تلف کنیم ،هم اعصابشان را خرد کنیم،و هم یک کامپیوتر در این مکان قرار ندهیم و بگذاریم کامپیوتر ها به صورت خراب در کافی نت خاک بخورند(البته کافینت خیلی تغییر کرده جای تشکر دارد)
به ظاهر کتابخانه و میزها و نوع آنها هم توجه نمیکنیم تا زندانیها خیال ماندن در این مکان را نداشته باشند و دیگر هوس بازگشتن به زندان رانکنند.(این سیستم واقعا جواب داده و دانشجویان پیام نور خیلی از این کتابخانه استفاده نمی کنند)

  در پایان کسب این موفقیت پیش بینی نشده را تبریک گفته و از خداوند خواستاریم که این موفقیت تکرار نشود


با تشکر
Critic

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اسفند 1389ساعت 23:44  توسط منتقد  | 

سوالات کنکور 88-----------طنز


ادبیات
-----------------------------------------

در بیت زیر چه صنعتی به کار رفته است ؟
"بی وفایی ، بی وفایی ، دل من از غصه داغون شده"
الف) ایهام
ب) صنعت نفت
ک) صنعت پتروشیمی
ش) صنعت میخ راست کنی!

شاعر قرن ده دوازده؟

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت 23:51  توسط منتقد  | 

خیلی وری تنکیو.

mohsendehghani20@yahoo.com

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم بهمن 1389ساعت 16:53  توسط منتقد  | 

من نمیدانم چرا وقتی کافی نت دانشگاه این وضعیت رو داره چه نیازی به این داریم فاز دوم ساختمان شاکر را بسازیم.آدم خجالت می کشه با یکی از آشنایان خود به این کافی نت بیاد. آدم رو یاد بیمارستان های تهران در شب چهار شنبه سوری  میندازه که یکی دست نداره، یکی پا نداره، یکی کوره .....کامپیوتر اول موس نداره ، دومی صفحه کلید نداره،  سومی که دوتاش رو داره روشن نمیشه ،چهارمی حالت دکوری داره و فقط روشنه، نه موسش کار می کنه نه صفحه کلیدش .اون وقت زحمتشو  باید دوتا کامپیوتر سالم بکشن  که چهار نفر همزمان دارن با هاش کار می کنن . خدایی این توهین به دانشجوهای عزیز و تاج سر پیام نور نیست .من که عمرا از این کافی نت استفاده نمی کنم. حالا اگه کافی نت یه چیز نایاب بود می گفتیم از سرمون هم زیاده ولی امروزه همه دانشجوها برا خودشون کامپیوتر دارند و اینترنت هم چیزی در دسترس و عادیه . همیشه ما باید تو صف بایستیم تا یه کا مپیوتر خالی بشه که شاید خدا لطفی کرد و سالم بود تازه بتونیم بریم تو سایت گلستان.اصلا شما چرا مسئولین دانشگاه اسمشو گذاشتن کافی نت باید بگین شعبه دوم سایت گلستان!!!!حالا یه پیشنهاد یا کافی نت رو سرو سامون بدین یا کلا جمعش کنین که اگه کافی نت نداشته باشیم بهتره تا اینکه آبروی هر چی کافی نت تو دنیا هست رو ببریم. یه سوال؟ آقای رییس دانشگاه خدایی تا حالا تو کافی نت رفته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حالا نمی دونم نظر شما چیه؟

شاید من اشتباه می کنم؟

 

 

حالا نمی دونم نظر شما چیه؟

شاید من اشتباه می کنم؟

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم بهمن 1389ساعت 16:41  توسط منتقد  | 

با نام عادل

در گوشه کناری از این دنیا  در منطقه خاور میانه در یکی از کشور ها، شهر کوچکی  به نام میبد وجود دارد ..............

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آذر 1389ساعت 11:0  توسط منتقد  | 

با سلام به همه شما عزیزان

خیلی مخلصیم

 

میخواستم مردونه از زحمات چند ماه

گذشته مسئولین دانشگاه تشکر

 کنم .خدایی دمشون گرم خیلی زحمت

 کشیدن............

همین

+ نوشته شده در  شنبه یکم آبان 1389ساعت 15:1  توسط منتقد  | 

 

دلسوزی مسئولین دانشگاه

آنقدر دلسوزند که نمی دانم از کجا شروع کنم.آنقدر امکانات به ما دادند که نمی دانم چه بگویم.ولی خوب این زحمت را با جان و دل می خرم(از آموخته های ادبی دانشگاه).

به محض ورود به دانشگاه دلسوزی و ایثار مسئولین را با جان و دل حس میکنیم.مسئولین بعد از ورود و پس از گذر از جاده های صعب العبور آسفالت به داخل دانشگاه رفته و ماشین هایشان را در پارکینگ های خیلی ساده و به دور از تجملات قرار داده و سپس کیف سنگینشون (که پر از برگه های مربوط به کار وخدمت به من دانشجوست) را به داخل دفتر هایشان برده و سخت مشغول کار میشوند.حالا این مسیر را با مسیر دانشجویان مقایسه کنید.اصلا قابل مقایسه نیست.وقتی توضیح دادم می فهمید چه امکاناتی در این مسیر وجود دارد.دانشجویان پس از ورود 90 درجه انحراف مسیر دارند سپس:

از این جا به بعد باید از دو بعد بررسی بشه1- روز های افتابی 2-روزهای برفی و بارانی

1-به داخل یک جاده زیبا و خاکی میشوند(.ببینید از اول راه وارد طبیعت دبش و دست نخورده می شویم)همچنان که از دیدنیهای این راه بهره روحی میبرند از گردو خاک ماشین جلویی نیز میل میکنند .بعد از آن به سالن ورزشی نیمه ساز میرسند تا کمی هم به ورزش فکر کنند .اخه متخصصین میگن فکر به ورزش مثل ورزش کردنه(به خدا دلسوزی تا اینجا رو ببین).متاسفانه از وصف بقیه جاده عاجزم و بغض در گلویم جمع شده و اشک در دیدگانم حلقه زده به خاطر این همه محبت............به علت کمبود اشک چشم به وصف پارکینگ میپردازم.پارکینگ ها در روز افتابی مثل یک مکان پیشرفته است. سقف و دیوار ندارد چون ان را برای موتور های افتابی ساخته اند که با نور خورشید کار میکنه آخه دانشگاه ما دانشگاهیه که در سطح علمی میتونه با اکسفورد رقابت کنه.اصلا دانشجوی پیام نور دانشجوی واقعیه,نوین ترین سیستم دانشگاهیه(همین حرف هایی که باهاش خر شدیم اومدیم اینجا)بگذریم,گفتم که اینها در جهت کاربرد تکنولوژی در این دانشگاست.بعد هم دانشجویان برای نرمش از چندین مانع مثل تیر اهن وغیره پرش میکنند و به سالن میروند تا مورد تدریس واقع شوند.

2-در روز های بارانی هم این امکانات تغییر شکل داده و به گونه ای دیگر حال دانشجو را میگیرند ,ببخشید به دانشجو حال میدن.ابتدا با گذر از باتلاق های طبیعی به همان سالن نیمه ساز میرسیم که کاربرد آن مختصرا شرح داده شد.میدونم تا اینجا دلتون میخواد به دانشگاه ما بیاین تا از نزدیک اینارو ببینین.پس منم همه چیز رو توضیح نمیدم که در لحظه دیدن براتون جالب باشه .سپس به پارکینگ های مجهز به سیستم شستشو میرسیم که برای رفاه دانشجویان تعبیه شده و با نیروی هسته ای که حق مسلم ماست کار میکنه به این طریق که بارون میاد و وسایل نقلیه ما رو می شوره.دانشجویان هم که از این ورود خیلی راضی هستند به عمد پا هایشان را تا زانو پر از گل میکنند که از این مناظر یادگاری داشته باشند.البته محیط زیست هم هشدار داده که این مناظر در حال نابودیست ولی کو گوش شنوا.وارد سالن که میشی تمام کف سالن گلی شده است به طوری که مشخصات کفش هر دانشجویی در ان پیداست و این هم از سیستم های امنیتی و حضور و غیاب الکترونیکی در قرن 21 است.

معذرت میخوام به خاطر این همه شرمندگی که مسئولین دانشگاه مسبب اون هستن و عرق بر پیشانی ام جمع شده ناگهان سرما خوردم و دیگر تاب سخن نیست.به امید دیدار

به پایان رسید دفتر ,حکایت همچنان باقیست

به امید پایان این حکایت

+ نوشته شده در  شنبه یکم آبان 1389ساعت 15:0  توسط منتقد  |